مطلب اول: وقتی  می خواهیم به کودکی بیمار، آمپول بزنیم کودک به خاطر درد آمپول  به هیچ صراطی ، مستقیم نمی شود مگر به وعده جایزه ( ماشین و تفنگ و عروسک). بعد که بزرگتر شد آمپول می زند ولی خجالت می کشد جایزه بخواهد ولی دلش پیش جایزه است. بزرگتر که شد به دکتر می گوید : اگر قرص بدی بهتره ولی آمپول هم از روی ناچاری می زنم . بزرگتر که شد آمپول      می زند . بزرگتر که شد خودش به دکتر می گوید: آمپول بده . بزرگتر که شد می گوید :آقای دکتر شما بیماری بنده را درمان کن آمپول که سهل است زیر تیغ جراحی هم می روم.

 مطلب دوم : خداوند ، به انسان دستور می دهد که یک سری از کارها را انجام بده و یک سری از کارها را انجام نده. انجام دادنی ها مثل : نماز ، روزه ، انفاق ، کمک به دیگران ، امر به معروف و نهی از منکر ، سفر حج ، جهاد، کنترل نگاه ، حجاب و غیره  انجام ندادنی ها مثل: دزدی نکن ، قتل نکن ، زنا نکن ، شراب نخور ، کم فروشی نکن ، ظلم نکن + انواع حق الناس ( دروغ و غیبت و ناسزا و تهمت و ...)

مطلب سوم : انجام دادنی های خداوند با لذات زندگی دنیوی در تضاد است مثلاً اساس زندگی دنیوی بر خوردن و نوشیدن است ولی خداوند می فرماید روزه بگیر . اساس زندگی دنیوی خوابیدن است خداوند از نماز و عبادت شبانه می گوید. خداوند می فرماید از آسایش و رفاهت کم کن برای کمک به دیگران . از جیب مبارک بکن برای انفاق . نگاهت را به خانمها کنترل کن . خانمها بوسیله حجاب ، خودشان را کنترل کنند و غیره که همگی در مرحله اول با لذات زندگی دنیوی در تضاد است. برعکس همه انجام ندادنی ها متناسب با لذات زندگی دنیوی است ) مثال به عهده خواننده)

مطلب چهارم: نفس چیست : به مجموعه نیازهای انسان ( اعم از جسمانی و روحانی) نفس گفته می شود . اگر انسان برای برآورده کردن این نیازها دست در دست شیطان گذاشت ، اصطلاحاً می گوییم نفس اماره ، اگر دست در دست عقل و دین گذاشت اصطلاحاًٌ نفس مطمئنه گفته می شود  و اگر برای برآورده کردن حاجاتش یک دست در در بیعت شیطان بود و دست دیگرش در دست عقل و دین و گاهی به این سو نگاه می کرد و گاهی به آن سو اصطلاحاً می گوییم نفس لوامه .( لازم به ذکر است جنبه الهی برآورده کردن نیازها در این حالت بیشتر است و شخص مرتب با خودش درگیر می شود : عذاب وجدان ، توبه و...)

مطلب پنجم : با توجه به مطالب سوم و چهارم ، نفس اماره با انجام دادنی های قرآن مشکل پیدا می کند و  انسان را از انجام این امور نفی می کند  چون با آسایش و رفاهش در تناقض است ؛ و شیطان انسان را وسوسه می کند که انجام ندادنی ها را انجام دهد ( رجوع به راهکارهای ارتباط شیطان با انسان). نفس اماره و شیطان دو دشمن انسان هستند . ( یکی دشمن درون و دیگری دشمن بیرون) خداوند دو ابزار برای مبارزه با این دو دشمن به انسان داده است . یکی عقل و دیگری عشق.  برای انجام ندادنی های قرآن دلیل عقلانی پیدا می کنیم اما برای انجام دادنی های قرآن هیچ دلیل عقلانی وجود ندارد مگر ایمان . رجوع به مطلب اول : خداوند برای پرورش ایمان در وجود بندگانش و تبدیل آن به عشقی الهی، ابتدا از ابزار جایزه استفاده می کند که متناسب با نیازهای انسان است ( حورالعین ، شراب طهور باغ و بستان و ...) . شخص ،مثل کودک با وسوسه این جوایز به سراغ انجام دادنی ها می رود . اگر تمام عمر، دروجودش این کودک باقی بماند ایمانش تبدیل به عشق الهی نمی شود اما اگر مثل مطلب اول رشد کرد ،می رسد به مرحله ایی که خدا را نه به خاطر جهنم و نه بهشت عبادت می کند.

مطلب ششم : ما در زبان فارسی فقط واژه خدا را داریم اما در زبان عرب واژگان متععدی است.  مثلاً چه کسی فرمانروای مطلق است؟ ملک ، چه کسی روزه دهنده  است ؟ رزاق . چه کسی شفا می دهد ؟ شافی . چه کسی شایسته پرستش است ؟ اله .   

نکته مهم : خداوند واژه اله را برای خود بکار می برد ( سوره ناس) اما در رابطه با نفس می فرماید :  آیا آنکس ، که هوای نفس خود را اله خود قرار داد دیدی؟ ( سوره فرقان آیه 43) ( سوره جاثیه آیه 23) و همینطور "واژه ولی و عبد" را نیز برای خود قرار می دهد و در عین حال می فرماید : شیطان را عبد خود قرار ندهید ( یس 60 مریم44) و یا شیطان را ولی خود قرار ندهید: ( حج4 مریم45)  

مطلب هفتم : سوره نساء : مسلماً خدا ، این را که به او شرک ورزیده شود را نمی بخشد و غیر از آن را برای هر که بخواهد می بخشاید و هرکس به خدا شرک ورزد به یقین گناه بزرگی مرتکب شده است

سوره یوسف106: بیشتر آنها که مدعی ایمان به خدا هستند ، مشرکند

مطلب هشتم : شرک انواع مختلفی دارد که فعلاً موضوع بحث من نیست اما اگر کسی نفس را اله خود قرار دهد و شیطان را عبد و ولی خود آیا مشرک نشده؟ وقتی انسان انجام دادنی های قرآن را انجام نمی دهد آیا نفس را اله خود قرار نداده؟ مبادا شیطان شما را بوسیله کرم خدا مغرور سازد ( فاطر 5) ( لقمان 33): خدا می بخشه؟ اشکالی نداره انجام ندادی هم ندادی خدا می بخشه !! اصلاً رحمانیت خدا بیشتره یا گناهای ما؟ می بخشه!!! ( حق الناس به گردنت نباشه حق الله اشکالی نداره)

مطلب نهم : مطالب نوشته شده ساخته و پرداخته ذهن حقیر است و بسیار کمتر از آن چیزی است که در ذهنم با آن درگیر هستم( راهکارهای ارتباط نفس و شیطان با انسان و نحوه مقابله با آنها) / تقسیم بندی هم که کرده ام خودم برآن نقدی دارم که در جای خود  قابل مطرح است( منظورم انجام دادنی ها و ندادنی هاست ) نتایج مختلفی هم می شود از متن مذکور گرفت که بعضاً مورد صحبت جلسه پیشین هم بود . با تشکر از حوصله شما و شرمنده از این که تا حدودی درهم و برهم نوشتم