حریف . [ ح َ ] (ع ص ، اِ) هم پیشه . همکار. هم حرفت . ج ، حُرَفاء :

دشمنند این ذهن و فطنت را حریفان حسد       منکرند این سحر و معجز را رفیقان ریا.

با حریفان درد مهره ٔ مهر            بر بساط قلندر اندازیم .

|| دوست نامشروع زن . فاسق زن :
آن ریش نیست چغبت دلال خانه هاست         وقت جماع زیر حریفان فکندنی است .

|| هم قمار. هم بازی . پا، در بازیهای دوطرفه مانند نرد و شطرنج  :
تا چه بازی کند نخست حریف      تا چه دارد زمانه زیر گلیم .

|| معامل . طرف داد و ستد. بایع. مشتری :
دل منه بر وفای صحبت او             کآنچنان را حریف چون تو بسی است .

|| آنکه با دیگری در امری هم چشمی کند و از او بردن خواهد. رقیب . || آن کس ِ معهود. به اصطلاح امروز،یارو :
بر سر خشم است هنوز آن حریف        یا سخنی میرود اندر رضا.

|| معاشر. مجالس . هم نشین . (دهار) :
سیاه خانه و غیلان سرخ بر دل من         حریف رضوان بود و حدائق اعناب .

|| یار. دوست :
نشناخت مرا حریف دیرین       زیرا که چنین ندید یارم .

|| معشوقه . معشوق : اگر گفتی به وثاق حریف دارم ، شراب سلار، بی استطلاع درخور حریف نقل و نبید و گوسفند، پروانه نوشتی .(تاریخ طبرستان ).
چو گل لطیف ولیکن حریف او باشی         چو زر عزیز ولیکن بدست اغیاری .

|| ندیم . معاشر مجالس خاصه در محافل عشرت و لهو :
زین حریفان به کس نپردازی        خود به خود یک نفس نپردازی .


|| هم پیاله . ندیم شراب . شریب . حریف شراب . منادم :
چه خوش باشد آهنگ نرم حزین         به گوش حریفان مست صبوح .


|| هم کُشتی . هم نبرد در مصارعت و امثال آن . هم سنگ . هم زور. هم قوت : شما حریف او نیستید :
شدم چون گوی سرگردان که خود را        حریف درد در میدان ندیدم .


من معتقدم کلمات و لغاتی که امروز ما به کار میبریم در طی ناملایمات روزگار دستخوش قلب معنی شده اند و بر بسیاری از ارزشهای مفاهیم غبار نشسته است و این موجب گشته نحوه بیان ما نیات ما را تحت تاثیر قرار دهد بجای اینکه بیان ما ، بیان نیات ما باشد . البته تاثیر نوع بیان در مخاطب هم بر کسی پوشیده نیست .

در خصوص لغت حریف عمدتا نظر به معنای طرف ستیز اشاره میشود در صورتی که در ادبیات ما در واقع طرف هم صحبت و همفکر بوده است . حال اگر با ملاحظاتی تغییرات امروز راه هم در نظر بگیریم میتوان نتیجه گرفت که از هم صحبتی به هم اندیشی رسیده باشد  نه الزاما ستیزه چه در کلام چه در عمل 

البته معانی بسیاری برای حریف آورده شده ولی حداقل الفت در میان معانی بسیار چشمگیرتر است !