بر محک زن کار خود ای مرد کار                    تا نسازی مسجد اهل ضرار

بس در آن مسجدکنان تسخر زدی    چون نظر کردی تو خود زیشان بدی


اشاره یکی از دوستان گرامی در جلسه مرا در اندیشه فرو برد (از همان لحظه فرمایش ایشان ) که تناقض در عرایض من وجود دارد . من این را به عرایضم و اندیشه هایم و رفتارم بسط دادم و از همه عزیزان که مرا میشناسند و تبعا از جهات گوناگونی این شناخت توسعه یافته است خواهشی دارم

من بر صندلی داغ مینشینم و با تمام وجود تا سوختن باقی میمانم که بدانم از نگاه شما عزیزان که نگاه خداوند بر ما از دریچه نگاه شماست تضاد های من چیست ؟

عاجزانه تمنا دارم بی رحمانه مرا نقد کنید و فقط انتقاد ، هیچ نیازی به تعریف ( اگرتعریفی هست ) نیست !

صبورانه منتظرم


چون کمان در بازو آرد سروقد سیمتن       آرزویم می‌کند کآماج باشم تیر را

لطفا تمام نظرات خود را در بخش نظرات قرار دهید . در صورت تمایل نام خود را بیان کنید و در صورتیکه از نظر دیگران راضی نبودید به پاسخ گویی ایشان برنیایید


ارجمندی