نه نه اصلاً نگران نباشید
مطلبی که می نویسم به نقل از ژان پا سارتر است در مقدمه کتاب دوزخیان روی زمین
" ما در قرن نوزدهم ( دوران طلایی استعمار - به نقل از خودم) ، شبه روشنفکران آفریقایی و آسیایی و آمریکای لاتین را به اروپا می آوردیم و مدتی توی لیسبون و پاریس و لندن و آمستردام راه می بردیم و بعد از چند ماهی که اینها را با رقص و با ژست و با آرایش و لباس و با احوالپرسی و با تزیین ساختمان و لباس و خانه و زندگی مدرن و یک مقدار ته لهجه فرنگی پیدا کردن و ادا اطوار اروپایی یادگرفتن سرگرم می کردیم و به کشورهای خودشان پس می فرستادیم . اینها وقتی بر می گشتند ، به خاطر اینکه شبیه نژاد برتر شده بودند ، خودشان را از جنس قومشان نمی دانستند و رسالتی را برای خود قائل بودند که رسالت یک بلند گو  بود . ما از  آمستردام ، از پاریس و از لندن کلماتی را به دنیا اعلام می کردیم و می فرستادیم و در اعماق آفریقا آسیا و آمریکای لاتین ( دنیای استعمار زده) دهنهایی ، ناخودآکاه به تقلید باز می شدند و کلماتی را که ما از این طرف می فرستادیم آنها برای ملت خودشان تکرار می کردند ؛ مثلاً می گفتیم : "برابری "یک مرتبه انعکاس صدای خودمان را از آن طرف می شنیدیم .اینها بهترین سوگلی های استعمار بودند و بهترین واسطه های انتقال  آن چیزی که ما می خواستیم به ملتهای بومی شرقی منتقل کنیم  و پلی بودند میان ما و توده های خودشان ، و در سراسر این کشورها این نداها بلند بود."