عادت چیست؟

عادت ها رفتارهایی هستند كه مرتبا و بدون دخالت ذهن خودآگاه تكرار می شوند. در واقع وقتی شما چیزی را یاد گرفتید، مغز شما ارتباطاتی را برای ایجاد یك مسیری عصبی شروع می كند. و هنگامی كه آن رفتار را تكرار كردید، مغز مسیر ویژه آن رفتار ایجاد می كند. این مسیر كار مغز را برای پردازش وظایف جدید راحت می كند. به عبارتی یك عادت ایجاد شده است.
این شیوه رفتار مغز موجب سرعت عمل و سهولت انجام آنها خواهد بود . اما گاهی این تکرار ها به واسطه شرایطی که چند بار تکرار شده اند موجب ایجاد عاداتی نا پسند ، بیهوده یا مضر خواهند شد.
گاهی به دلیل اینکه این عادات را غیر ارادی و بدون تفکر و تمرکز بر روی آنها انجام میدهیم از وجودشان غافل شده و از یاد می بریم . فقط اگر به هر فعل و عمل خود لحظه ای توجه و تمرکز کنیم می بینیم بسیاری از رفتارهای ما شامل این وضعیت است .
البته بدیهی است که لزومی ندارد تمام عاداتمان را از بین ببریم یا عوض کنیم که در این صورت زندگی کمی مشکل تر و پر دردسر تر خواهد شد . ولی بی توجهی به آنها هم میتواند راه تغییرات مفید را مسدود کرده و یا موجب صدمات به ما و جامعه ما شود .
بعضی عادات هم وجود دارد که مفید بودن آنها قطعی است . مثل مسواک زدن بعد از هر غذا ، سحر خیزی ، نماز اول وقت و بسیاری عادات دیگر . امام اگر به این عادات هم توجه نداشته باشیم بصورتی روزمره و بعضی اوقات بی ارزش در خواهند آمد . اگر فردی سحر خیزی را به صورت یک عادت درآورده باشد ولی پس از بیداری به عبادت ، مطالعه و ... نپردازد بلکه موجب ناراحتی دیگر اعضای خانواده خود شود آیا هنوز عادت مفیدی دارد ؟
ازدواج از مواردی است که با عشق شروع میشود ولی عمدتا با عادت پیش میرود و ارزشهای شروع آن تدریجا با عادی شدن روابط ( تبدیل شدن روابط عشقی ، صمیمی ، عقلی به عادت) کمرنگ شده و در موارد بسیاری به یاس از یکدیگر بدل میشود .
بسیاری از عادات ما که در طی دوران رشد و تماس با محیط در ما ایجاد شده است در روابط اولیه توسط ما کنترل میشود ولی پس از اینکه روابط اولیه به صورت عادی درآمد عادات و آثار آنها خود را بروز میدهند و جمله معروف تو عوض شدی همسران را موجب میشود .
گاهی آدمی در برخورد با عادات یا خطاهای خود توبه میکند و بنا دارد که از تکرار آنها جلوگیری کند ولی باز جریان عادت وی را به سوی خطای قبل بر میگرداند .
نحوه بیان و فرم صورت و بدن ما در وارد بسیاری از عادات ما نشات گرفته است و همین امر موجب میشود که در برابر رفتارها و صحبتهای دیگران بدون اراده واکنش نشان دهیم . این واکنشها گاهی دردسرهای بسیاری را برای ما به همراه داشته است .
گاهی دامنه یک عادت به اجتماع کشیده شده و تبدیل به عرف جامعه میشود . چیزی که با گذشت زمان ریشه های آن فراموش شده و تخطی از آن خطایی نابخشودنی محسوب میشود .
تبدیل یک رابطه عاشقانه در زندگی زاناشویی به یک عادت و یک وظیفه ، در بعضی موارد رابطه فوق را بشدت تنزل داده و حتی زجر آور نموده است .
ارتباط بسیار روشنی بین دقتهای حسی ما ( نگاه کردن ، گوش کردن ، لمس کردن ، بو کردن ، مزه کردن که مجموعه حسی با توجه ما هستند و به این دلیل افعال آنها با مصدر"کردن" همراه است ) با شناخت نعمت و سپاسگزاری وجود دارد که در مبحث سپاسگزاری به آن پرداخته ام و بطور بدیهی حسهای عادتی ما ( دیدن ، شنیدن ، لمسیدن ، بوئیدن ، چشیدن ) از این شناخت خالی یا ضعیف هستند .و تبعا از نعمت به طور کامل برخوردار نمیشوند.
شندیدن یک دروغ و نپرداختن به ریشه آن و حل معضل دورغ گویی تا اعماق یک جامعه نفوذ کرده آن را بصورت یک عادت عرف درمی آورد . به عبارتی وقتی دریافتهای حسی ما بر اساس عادت مورد توجه قرار نگیرند موارد دریافت شده هم عادی خواهند شد.
حرفهای بسیار دیگری هم در این زمینه دارم که در جلسات آینده تقدیم میکنم