راه های درمان غیبت

همانا راه درمان غیبت آنست كه به هر زحمتی هم كه شده، عنان نفس زبان را به دست بگیری تا به مرور زمان به راحتی از غیبت كردن پرهیز نمایی. و سعی كنیم كه خوبیهای مردم را ببینیم و به دنبال معایب آنها نباشیم.

آورده اند كه حضرت عیسی(ع) با عده ای از حواریون از جایی عبور می كردند كه به مردار سگی برخوردند. همراهان گفتند: چه مردار بدبویی! حضرت عیسی(ع) فرمود: چه دندانهای سفیدی دارد.

آنها نقص مردار را دیدند و حضرت عیسی كمال آن را گوشزد كرد.

چقدر خوب است بیش از آنچه به عیب های دیگران توجه كنیم به دنبال كشف عیبهای خود باشیم. چنان كه رسول خدا(ص) فرمود:

" خوشا به حال كسی كه مشغول بودن او به عیبش، او را از عیب جویی دیگران باز دارد."

 

درمان این بیماری خطرناک اخلاقی از جهاتی با درمان سایر بیماریهای اخلاقی مشابه واز جهاتی متفاوت است و در مجموع رعایت امور زیر برای پیشگیری یا درمان غیبت کار‌سازاست:

دانشمندان اخلاق برای همه بیماری های نفسانی، دو راه درمان را سفارش می كنند

:

1- راه علمی كه خود شامل دو قسم: «اجمالی» و «تفصیلی» است.
2- راه عملی

در این گفتار، راه های درمان هر كدام از موارد غیبت، جداگانه بررسی می شود.

درمان علمی اجمالی غیبت :

عیب و نقصی كه در غیاب برادر مؤمن گفته می شود، دو جنبه دارد:

 - 1 جسمی
 
2- روحی

1- . درباره «نقص جسمی»‌باید گفت: چون بیان كردن عیب و نقص برادر مؤمن و نكوهش او، مربوط به پدیده و آفرینش آفریدگار است، این رفتار به ناقص پنداشتن فعل آفریدگار برمی گردد؛ یعنی اگر از انسان مؤمنی به لحاظ جسمانی غیبت كند، در واقع آفرینش (و قضا و قدراو را) خداوند را مورد سؤال قرار داده است.

آگاهی از این نكته و تأمل و درنگ در آن، انسان را در كنار گذاشتن این رفتار ناپسند یاری می كند. غیبت كننده باید توجه كند كه حقیقت رفتار ناشایست او، ایراد گرفتن بر خدا است.

2-. درباره «نقص روحی» می توان گفت: مبتلا بودن به نقایص روحی و رذایل اخلاقی برای مؤمن عیب است؛ ولی غیبت كننده باید توجه داشته باشد كه آیا خود از آن عیب مبرا است؟! اگر او معتقد باشد كه خود دارای هیچ عیبی نیست، با این رفتار، به عیبی بزرگ دچار شده كه همان غیبت كردن است.


به بد گفتن خلق چون دم زدی اگر راست گویی سخن هم، بدی

كسی كه بر درمان بیماری غیبت تصمیم گرفته است، باید بداند كه به جای برشمردن عیب دیگران، بهتر است به عیب های خود بپردازد.

پیامبر گرامی (ص) می فرماید: طوُبی لِمَن مَنَعهُ عَیبُهُ عَن عُیُوبِ المُومِنینَ.
خوشا به حال كسی كه عیب خودش، او را از پرداختن به عیب مردم باز می دارد.

حضرت علی (ع) نیز می فرماید: طُوبی لِمَن شَغَلَهُ عَیبُهُ عَن عُیُوبِ الناسِ. (3)
خوشا به حال كسی كه عیب و نقص خودش او را سرگرم كرده است تا به عیوب دیگران نپردازد.

درمان علمی تفصیلی غیبت :

غیبت، مرضی نفسانی است كه ازبیماری های دیگر درونی سرچشمه می گیرد؛ از این رو غیبت كننده، در ابتدا باید ریشه یابی كند و دریابد كه علت آلوده شدن او به این گناه چیست. پس از ریشه یابی، باید ریشه را به طور كامل قطع كند تا غیبت از كردارش زدوده شود.

باید توجه داشت كه اصلاح روبنایی كافی و مفید نیست. اگر فرد در چند مجلس هم بتواند از انجام این كار خودداری كند، چون اصل مسأله در وجود او ریشه دوانده است، در جایی دیگر جوانه زده و او را آلوده می سازد؛ ولی اگر ریشه قطع شود، ترك غیبت، قهری می شود؛ یعنی نفس انسان، خود به خود از غیبت جلوگیری می كند.

همان گونه كه در بحث ریشه های درونی غیبت بیان شد، گاه انسان برای تبرئه خود از رفتار ناشایستی كه انجام داده، زبان به غیبت دیگران می گشاید در این جا باید توجه داشته باشد كه اگر برای دوری از نكوهش مردم، عیب دیگران را مطرح كرده است، این احتمال وجود دارد كه مردم سخن او را نپذیرند؛ در این صورت، او برای مصون ماندن از نكوهش خلق خدا، نكوهشی حتمی و قطعی را از سوی خدا، برای خود فراهم می سازد، در حالی كه هیچ عاقلی برای كسب نفع احتمالی موهوم، ضرر قطعی نقد را متحمل نمی شود. از سویی چه بسا در این غیبت، نفع موهوم دنیایی به دست آید، درحالی كه آن ضرر قطعی، معنوی است و با حقیقت سر و كار دارد. همچنین توجیه رفتاری اشتباه به این شكل كه «فلانی چنین كاری را كرد، من هم می كنم» خود جای پرسش دارد، و بیان این سخن، آوردن عذر بدتر از گناه است، چرا كه نفس پیروی از عمل نادرست، خلاف است و با عمل خلافی مثل غیبت نمی توان خلاف گذشته را پوشاند.

مورد دیگری كه سبب غیبت می شد، این بود كه فرد، با بیان عیب دیگران، فضیلتی را برای خود اثبات كند و نشان دهد كه خود فاقد عیب است. پرسشی كه در این جا مطرح است و باید مورد توجه قرارگیرد، این است كه چگونه می توان با بیان عیب دیگری، كمالی را برای خود اثبات كرد وآیا با این رفتار نادرست و عمل خلاف می توان فضیلتی به دست آورد؛ در حالی كه ارزش واقعی و فضیلت حقیقی انسان، بهای او نزد خدا است و باید سعی كرد از آن فضیلت كاسته نشود؟ افزون بر این، چه بسا با غیبت دیگران، از ارزش غیبت كننده نزد آن ها كاسته و از او سلب اعتماد شود.

زبان كرد شخصی به غیبت دراز بدو گفت داننده ای سرفراز

كه یاد كسان پیش من بد مكن مرا بدگمان در حق خود مكن

گرفتم ز تمكین او كم ببود نخواهد به جاه تو اندر فزود

گاهی هم غیبت برای پیشگیری وخنثی كردن تأثیر سخنی كه شاید درباره غیبت كننده زده شود، انجام می گیرد؛

آیا مطمئنید که عیوب شما گفته شده است؟

آیا مطمئنید که دیگرانی که غیبت شما را شنیده اند آن را باور کرده اند؟

آیا باز گفتن عیوب دیگران به دلیل احتمالی که به غیبت کردن میدهید دوراندیشی است؟

درمان عملی غیبت :

1-  نخستین راه عملی كه برای جلوگیری از غیبت سفارش می شود این است كه انسان پیش از گفتن هر سخنی، به «مشروع یا نامشروع بودن» و «سود و زیان های دنیایی و آخرتی» آن توجه كند. اندیشه در سخن، پیش از بیان آن، مانع بسیاری از گناهان زبان می شود.


2-. انسان در معاشرت با دوستان یا شركت در محافل، احتیاط بیش تری به خرج دهد؛ یعنی دوستانی را برگزیند كه اهل غیبت نباشند و در مجالسی شركت كند كه درباره دیگران سخن چینی نمی شود؛ زیرا شركت در مجالسی كه در آن غیبت می شود، خوانا ناخواه بر روح انسان اثر می گذارد و از آن جا كه شنیدن غیبت هم حرام است، باید در مسأله دوست یابی و صله رحم دقت بیش تری كرد.


3-. راه سوم، كمك خواستن از خداست كه این خود دو گونه است: نخست این كه انسان به صورت كلی و در همه اوقات از خدا درخواست كمك و یاری كند تا به رذایل اخلاقی چون غیبت دچار نشود؛ همان گونه كه در دعاها هم آمده است كه «خدایا مرا از غیبت پناه ده»  دوم در جایی كه زمینه غیبت فراهم و آبروی فرد در خطر است و شرایط اقتضا می كند كه شخص برای حفظ آبروی خود، از دیگران غیبت كرده، عیوب ایشان را آشكار سازد، در واپسین مرحله، با خدا باشد و از او بخواهد كه آبرویش را حفظ كند و بگوید: «خدایا! با تو معامله می كنم و برای تو از آبرویم می گذرم و آن را به تو می سپارم. تو خود آبروی مرا حفظ فرما»؛ چرا كه خداوند بهتر از هر انسانی در حفظ و نگه داری حیثیت انسان ها، توانا است.

امیرمؤمنان علی (ع) می فرماید: غیبت تلاش انسان ناتوان است.

كسانی كه قدرت و تكیه گاهی داشته باشند (به ویژه از لحاظ معنوی) هرگز زبان به غیبت نمی آلایند.