31/5/1389

احساسم بعد از برگزاری اولین جلسه رسمی  بحث و گفتگو  با موضوع  غیبت این است  که خیلی گناهکارم نه تنها به سبب گناه غیبت به انحاء مختلف و بعضا خفیه ! بلکه به خاطر همه  گناهان دیگر که بر دوش دارم و اکنون در خلوت خویش تلخی آن را کاملا حس می کنم.

جالب و عجیب است که بررسی یک رذیله اخلاقی ما را ( شاید  بهتر است بگویم مرا ! )  نسبت به نقص های دیگر هم آگاه می کند .  ظاهرا همه چیز به یکدیگر مربوط است .

سپس در می یابم که چقدر ناقص و نا آگاهیم و خدا چقدر نسبت به ما مهربان است  و یا اینگونه می پندارم !  اکنون بیش از پیش رمز تکرار " بخشنده بودن "خدا  در آغاز همه سوره ها  و بسیاری از آیات و   توبه پذیری او را در می یابم.

نمی دانم آیا تو دوست همراه نیز  چنین احساسی پیدا کرده ای یا نه ؟ بهر حال این یکی از اولین قدم ها برای خود سازیست، اینکه آگاه شویم و تلخی این آگاهی را نجربه کرده و با مدد الهی در راه   باز ساختن ویرانه " خویش " تلاش کنیم.

(این کلمات آنچه بود که بعد از جلسه به ذهنم متبادر شد و همیشه فکر کرده ام  در لحظات خلوت  وقتی نیاز به نوشتن پیدا می کنی  و قلم را بی ریا و خود سانسوری بر کاغذ می رانی  خودت هستی و آنچه نگاشته می شود بخشی از حقیقت.)