بخش سوم

جهت مراجعه به بخش دوم اینجا کلیک کنید

چرا ناسپاسی میکنیم ؟

بعضی از دلایلی که برای ناسپاسی میتوان برشمرد شامل موارد زیر است:
تنبلی و کاهلی ، غرور ، فراموشی ، ناسپاسی ذاتی ، نا آگاهی ، وسوسه شیطان ، نیتی غیر از خدمت ، طغیانگری ، بخل ، حسد ، تصور بی نیازی و توانگری دائمی و ...
در آیات قرآن کریم به برخی موارد علل ناسپاسی که بیان شده دقت کنیم :


وَآتَاكُمْ مِنْ كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ(الإبراهیم/34)
و از هر چیزی که از او خواستید، به شما داد؛ و اگر نعمتهای خدا را بشمارید، هرگز آنها را شماره نتوانید کرد! انسان، ستمگر و ناسپاس است!
نکات :
1- غیر قابل شمارش بودن نعمات
2- دریافت هر چیز که خواسته شده ( به عبارتی آنچه داده نشده خواسته نشده است یا احتمالا آگاهی لازم برای خواستن آن نبوده است )
3- انسان ظالم است (عدالت محور نیست)
4- انسان ناسپاس است
سوال :
1- انسان در پی این ظلم ناسپاس خواهد بود؟ یا در پس ناسپاسی ظالم ؟ و یا هر دو !؟

وَقُلْ لِعِبَادِی یقُولُوا الَّتِی هِی أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیطَانَ ینْزَغُ بَینَهُمْ إِنَّ الشَّیطَانَ كَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوًّا مُبِینًا(الإسراء/53)
به بندگانم بگو: «سخنی بگویند که بهترین باشد! چرا که (شیطان بوسیله سخنان ناموزون)، میان آنها فتنه و فساد می‌کند؛ همیشه شیطان دشمن آشکاری برای انسان بوده است!
نکات :
1- انسانها به سخنانی که میگویند عموما فکر نمی کنند و مشکلات بسیاری از این جهت ایجاد میکنند .
2- ضروری است که انسان به بهترین شکل ممکن سخن گوید.
3- شیطان در این امر دخالت میکند و تبعا از غرایز و ضعفهای انسان برای این سخنان ناموزون استفاده میکند.
4- سخن نا مناسب یا نگفتن سخن مناسب ، به فتنه و فساد می انجامد

وَإِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِی الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِیاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ الْإِنْسَانُ كَفُورًا(الإسراء/67)
و هنگامی که در دریا ناراحتی به شما برسد، جز او، تمام کسانی را که (برای حل مشکلات خود) می‌خوانید، فراموش می‌کنید؛ اما هنگامی که شما را به خشکی نجات دهد، روی می‌گردانید؛ و انسان، بسیار ناسپاس است!
نکات:
1- گاهی انسان دلیلی برای تشکر و جبران نمی بیند زیرا تصور میکند که گذر پوست به دباغ خانه نخواهد افتاد
2- ناتوانی انسان در انجام بسیاری از آنچه دیگر موجودات انجام میدهند برای یاد آوری نعمات و نیازمندی انسان به این نعمات است .
3- انسان در راحتی و بی نیازی (خشکی نجات ) ناسپاسی می کند

وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنْسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ یئُوسًا(الإسراء/83)
هنگامی که به انسان نعمت می‌بخشیم، (از حق) روی می‌گرداند و متکبرانه دور می‌شود؛ و هنگامی که (کمترین) بدی به او می‌رسد، (از همه چیز) مایوس می‌گردد!

قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَائِنَ رَحْمَةِ رَبِّی إِذًا لَأَمْسَكْتُمْ خَشْیةَ الْإِنْفَاقِ وَكَانَ الْإِنْسَانُ قَتُورًا(الإسراء/100)
بگو: «اگر شما مالک خزائن رحمت پروردگار من بودید. در آن صورت، (بخاطر تنگ نظری) امساک می‌کردید، مبادا انفاق، مایه تنگدستی شما شود» و انسان تنگ نظر است!
نکات:
1- انسان تنگ نظر است و در شکر نعمت خداوند و جبران خدمت دیگری تنگ نظری میکند.
2- نگاه انسان به نعمات خداوند بسیار محدود است .
وَهُوَ الَّذِی أَحْیاكُمْ ثُمَّ یمِیتُكُمْ ثُمَّ یحْییكُمْ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَكَفُورٌ(الحج/66)
و او کسی است که شما را زنده کرد، سپس می‌میراند، بار دیگر زنده می‌کند، اما این انسان بسیار ناسپاس است.

لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِی وَكَانَ الشَّیطَانُ لِلْإِنْسَانِ خَذُولًا(الفرقان/29)
او مرا از یادآوری (حق) گمراه ساخت بعد از آنکه (یاد حق) به سراغ من آمده بود!» و شیطان همیشه خوارکنند* انسان بوده است!
أَوَلَمْ یرَ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ(یس/77)
آیا انسان نمی‌داند که ما او را از نطفه‌ای بی‌ارزش آفریدیم؟! و او (چنان صاحب قدرت و شعور و نطق شد که) به مخاصمه آشکار (با ما) برخاست!

وَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِیبًا إِلَیهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِی مَا كَانَ یدْعُو إِلَیهِ مِنْ قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَنْدَادًا لِیضِلَّ عَنْ سَبِیلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِیلًا إِنَّكَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ(الزمر/8)
هنگامی که انسان را زیانی رسد، پروردگار خود را می‌خواند و بسوی او باز می گردد؛ اما هنگامی که نعمتی از خود به او عطا کند، آنچه را به خاطر آن قبلا خدا را می خواند از یاد می‌برد و برای خداوند همتایانی قرارمی‌دهد تا مردم را از راه او منحرف سازد؛ بگو: «چند روزی از کفرت بهره‌گیر که از دوزخیانی!»
نکات:
1- آدمی به عاقبت بسیاری از اعمال خویش توجه نمی کند .

وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنْسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاءٍ عَرِیضٍ(فصلت/51)
و هرگاه به انسان (غافل و بی‌خبر) نعمت دهیم، روی می‌گرداند و به حال تکبر از حق دور می‌شود؛ ولی هرگاه مختصر ناراحتی به او رسد، تقاضای فراوان و مستمر (برای بر طرف شدن آن) دارد!

فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَیهِمْ حَفِیظًا إِنْ عَلَیكَ إِلَّا الْبَلَاغُ وَإِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِهَا وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَیئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَیدِیهِمْ فَإِنَّ الْإِنْسَانَ كَفُورٌ(شوری/48)
و اگر روی‌گردان شوند (غمگین مباش)، ما تو را حافظ آنان (و مأمور اجبارشان) قرار نداده‌ایم؛ وظیف‌ه تو تنها ابلاغ رسالت است! و هنگامی که ما رحمتی از سوی خود به انسان بچشانیم به آن دلخوش می‌شود، و اگر بلایی بخاطر اعمالی که انجام داده‌اند به آنها رسد (به کفران می‌پردازند)، چرا که انسان بسیار کفران‌کننده است!
نکات :
1- ناسپاسی دیگران ممکن است حاصل ناسپاسی ما باشد.

وَوَصَّینَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَیهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَی وَعَلَى وَالِدَی وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیتِی إِنِّی تُبْتُ إِلَیكَ وَإِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ(الأحقاف/15)
ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد؛ و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سی ماه است؛ تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ گردد می‌گوید: «پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی بجا آورم و کار شایسته‌ای انجام دهم که از آن خشنود باشی، و فرزندان مرا صالح گردان؛ من به سوی تو بازمی‌گردم و توبه می‌کنم، و من از مسلمانانم!»
نکات :
1- تاکید در عمل برای شکر گذاری
2- بازبینی زحمتی که دیگری در خدمت به ما کشیده است.
3- خشنودی خداوند و طلب آن در سپاسگزاری اصل است.

وَأَنْ لَیسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى(النجم/39)
و اینکه برای انسان بهره‌ای جز سعی و کوشش او نیست،
نکات :
1- تمام آنچه که برای انسان حاصل میشود ، این دنیایی و یا در دنیای دیگر حاصل عملکرد خود انسان است.
2- خدمت به دیگر مخلوقات و تشکر از نعمات تلاشی برای ایجاد و حفظ نعمات است.

إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعًا بَصِیرًا(الإنسان/2)
ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم، و او را می‌آزماییم؛ (بدین جهت) او را شنوا و بینا قرار دادیم!
نکات :
1- نعمات مورد محاسبه قرار میگیرند.
2- انسان از جهت جسمی بی ارزش یا کم ارزش است
3- آگاهی موجب ضرورت پاسخگویی است
4- ابزار های آگاهی یافتن داده شده است
5- موظف به آگاهی یافتن هستیم

فَلْینْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَى طَعَامِهِ(عبس/24)
انسان باید به غذای خویش (و آفرینش آن) بنگرد!
نکات :
1- انسان موظف به شناسایی نعمات است

یا أَیهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِیمِ(الإنفطار/6)
ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت مغرور ساخته است؟!
نکات:
1- دلیلی برای مغرور بودن انسان وجود ندارد
2- خداوند از سر کرامت با انسان مغرور برخورد میکند

إِنَّ الْإِنْسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ(العادیات/6)
که انسان در برابر نعمتهای پروردگارش بسیار ناسپاس و بخیل است؛
نکات:
1- یکی از دلایل ناسپاسی انسان بخل است
2- یکی از راههای سپاسگزاری انفاق خواهد بود
3- به موجب اینکه آنچه داریم از خداست و خزائن رحمت خداوند بی پایان است و انفاق نوعی سعی در شکرگزاری و کسب نعمت است از هرچه که نعمتی است برای ما لازم است بی دریغ و چشمداشت ،ببخشیم.


ادامه دارد ...