یکی از مسائلی که مورد توجه دین گریزان ( بخصوص پیروان عرفان منهای شریعت) قرار گرفته مسئله تعدد زوجات پیامبر می باشد . پیرامون این مسئله سرو صدای بیهوده برانگیخته اند تا ساحت مقدس آن حضرت را مورد تعرض قرار دهند و او را مردی شهوت ران و فرو رفته در عشق به جنس مخالف همانند یعضی از شاهان  عیاش و خوشگذران ، تصویر کنند. قصه ها بافته اند  درباره ازدواج پیامبر با همسرانش ، آن هم در سالهایی که پنج دهه از عمر شریفش سپری شده بود .
پیامبر در سن 25 سالگی با حضرت خدیجه که سالها از او بزرگتر بود ازدواج کرد و تا زمان فوت خدیجه ع همسری اختیار نکرد. این در حالیست که چند همسری در میان عرب آن روز معمول و رایج بود و پیامبر می توانست با توجه به اینکه فرزند پسری از حضرت خدیجه نداشت همسر دیگری نیز اختیار کند، ان هم در زمانی که دختران را زنده بگور می کردند، و و با آنکه زنان در آن روز حجاب نداشتند و خود نمایی و تن آرایی در میان ایشان معمول بوده است .
بسی نامعقول می نماید که پیامبر یکباره پس از گذار از پنجاه سالگی چنان دگرگون شود که با داشتن پنج همسر    (   بعد از فوت حضرت خدیجه)  زینب بنت جحش را ببیند و مفتون وی گردد و در عشق او دست از پا نشناسد و شب و روز را در خیال او بسر برد( چنان که بعضی گفته اند) . بسی غیر معقول است که ببینیم با بیش از پنجاه سال سن نه زن در مدت 7 سال برگزیند و همه اینها به انگیزه شهوت شدید به زنان باشد  عشقی که برخی نویسندگان به دنبال ایشان تصویر کرده اند ، تصویری نا شرافتمندانه که با یک انسان دنیوی تناسب ندارد چه رسد به این مرد بزرگ که با رسالت خود جهان را تکان داد.( ادامه دارد)