وجود انسان با توجه به ساختاری که دارد تحت تاثیر درک از دو ناحیه حواس پنج گانه و دریافتهای غیر حسی است . بسیار پیش آمده است که در اثر تمرکز بسیار بر روی یک تصویر و یا صدایی حس های دیگر برای لحظاتی درک نشده اند . برای من زیاد اتفاق افتاده که به نقطه ای خیره شوم و از محیط اطرافم غافل شوم . 
عوامل درونی نیز گاهی با ما چنین می کنند ، عطش عشق و یا افسردگی شدید و مثالهای بسیار دیگر موارد از این دست هستند .
در این بین نکته ای نظر مرا جلب کرد و آن تاثیر عامل محرک بر حواس و یا احساسات درونی ماست . روان ما وقتی تحت تاثیر عاملی که بر نقطه حسد ما انگشت میگذارد و آن را تحریک میکند ، قرار میگیرد تمرکز خود را از دست میدهد و محرک های دیگر را درک نمی کند . استفاده ای که من از این موضوع قصد دارم انچام دهم در واقع مسیری عکس و عمدی است . به عبارتی قصد دارم با محرکی که تمرکز مرا بصورت مثبت جلب میکند راه محرک های دیگر را ببندم و در شکل کامل تر قصد دارد اجازه تاثیر گذاری هر محرکی را بر خود سد کنم و بصورت انتخابی این کار را انجام دهم .
دوستان عزیز را دعوت میکنم در صورتیکه تمایل به این مطلب دارند و یا تجربه ای که راه گشا باشد به بحث وارد شوند .
تا بعد ، در پناه خدا باشید