غضنفر عبدالهی( همکار) گفت :

مگه خدا نمیگه من از رگ گردن بهتون  نزدیکترم  پس چرا من باید نماز بخونم ؟ دوست دارم همین جوری که روی مبل نشستم  با خدا حرف بزنم.

گفتم : مگه خدا گفته فقط با نماز با من حرف بزن ؟ خب روی مبل بشین حرف بزن چه ربطی به نماز داشت؟

گفت: نه آخه می دونی ، چرا منی که فارسی زبونم باید به عربی با خدا حرف بزنم ؟

گفتم : خب باشه تو  ترجمه اش را بخون

گفت: نه اصلاً چرا باید به یک شکل خاصی بخونم اون هم در یک ساعتهای مشخصی؟

گفتم : چه طور وقتی رییس می گه فلان کار را به این شکل که من میگم انجام بده می گی چشم،  بحثم باهاش  نمی کنی اما وقتی خدا میگه فلان کار را به این شکل انجام بده طلبکارش می شی ؟

گفت : اصلاً کجای قرآن گفته نماز بخون؟

گفتم : ببینم تو آیه" از رگ گردن نزدیکترم" را پیدا کردی اون صدتا آیه نماز رو پیدا نکردی ؟

گفت: نه منظورم اینه که کجا گفته به این شکل بخون؟

گفتم : غضنفر جون تو اصلاً به قرآن اعتقادی داری؟

گفت : راستش بین خودمون خیلی نه !! می دونی به درد جامعه امروز نمی خوره قدیمی شده اصلاً این حرفها به درد1400سال پیش می خوره اون هم توی عربستان می دونی اصلاً معنویت ربطی به دین نداره تو می تونی یک آدم درستکار باشی به خدا هم اعتقاد داشته باشی ولی به قرآن و انجیل اعتقاد نداشته باشی کارهایی را هم که میگن انجام ندی ولی خدا را دوست داشته باشی و خدا هم تو رو دوست داشته باشه!!

گفتم : بابا چه رمانتیک حالا توی این معنویت الگویی هم برای خودت داری ؟

گفت : نه ،  چون به تعداد آدمهای روی زمین راه برای رسیدن به خدا هست دلیلی نداره من به یکی دیگه بخوام نگاه کنم . همین جوری برای خودم یک چیزی درست کردم . می دونی یک فلسفه جدیده  اسمش هم گذاشتم عرفان غضنفریسم . اصلاً توی این عرفان غضنفریسم بهشت و جهنم معنی نمی ده . مگه خدا  رحمان و رحیم نیست دیگه آتیش جهنم چیه . اصلاً بهشتی که مردم دنبالشن همش هرزه گیه . برای همین من تصمیم گرفتم خدا رو برای خودش عبادت کنم. حورالعین حورالعین . مسخرشو   دراوردن

گفتم : نه بابا نظرکرده شدی ! حالا چه جوری عبادت می کنی؟

گفت : عبادت به جز خدمت خلق نیست

همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردن/ همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن/ ز مدینه تا به کعبه ، سر و پا برهنه رفتن/ دو لب از برای لبیّک ، به وظیفه باز کردن/ به مساجد و معابد ، همه اعتکاف جستن/ ز ملاهی و مناهی ، همه احتراز کردن/ شب جمعه ها نخفتن، به خدای راز گفتن/ ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن/ بخدا که هیچ کس،  را ثمر آنقدر نباشد/ که به روی نا امیدی ، در بسته باز کردن

( همین موقع بود که رییس صدامون کرد و آشنایی با مکتب غضنفریسم را موقتاً ازدست دادم  ولی به محض گرفتن آخرین اطلاعات شما را درجریان می گذارم – البته از پیروان راستین این تفکر و یا اندیشمندانی که با این تفکر آشنایی دارند خواهشمند است دیگران را راهنمایی کنند تا عوام الناسی مثل این حقیر،  راه1400 سال رفته میلیاردها نفر که کور کورانه در  این مسیر رفته اند را نرویم )